الشيخ علي المشكيني
74
تفسير روان (فارسى)
يعنى پس صبر و شكيبايى نيكوست ، « 1 » اميد است كه خداوند همهء آنها را به من برساند . ( مراد از جمع آنها بنيامين و برادر بزرگشان كه در مصر مانده و يوسف از دست رفته از پيش است . و اين جمله خبر ضمنى از حيات اوست ) زيرا خداوند دانا و حكيم است . وَتَوَلَّى عَنْهُمْ وَقَالَ يَا أَسَفَى عَلى يُوسُفَ وَابْيَضَّتْ عَينَاهُ مِنَ الْحُزْنِ فَهُوَ كَظِيمٌ يعنى يعقوب پس از شنيدن سرگذشت سفر ، از فرزندان خود روى گردانيد و به ياد يوسف گفت : اى خشم و اندوه ( نظير آن كه كسى مىگويد : اى مرگ ، بيا به سراغ من ) اى دريغ بر يوسف ! و سياهى هر دو چشمش از غصه و اندوه سفيد شده بود و او كظيم بود به معناى مكظوم يعنى مملوّ از غيظ بود كه بيرون نمىكرد . يا به معناى كاظم يعنى خشم و غيظش را همواره فرومىبرد . قَالُوا تَاللَّهِ تَفْتَأُ تَذْكُرُ يُوسُفَ حَتَّى تَكُونَ حَرَضاً أَوْ تَكُونَ مِنَ الْهَالِكِينَ يعنى : فرزندان يعقوب گفتند : به خدا سوگند كه تو همواره از يوسف ياد مىكنى تا آن كه عليل و فرسوده شوى يا در زمرهء هالكان قرار گيرى . قَالَ إِنَّمَا أَشْكُوا بَثِّى وَحُزْنِى إِلَى اللَّهِ وَأَعْلَمُ مِنَ اللَّهِ مَا لَا تَعْلَمُونَ يعنى : يعقوب گفت : جز اين نيست كه من اندوه شديد و حزن خود را به خدا شكايت مىكنم و من از جانب خداوند چيزى را مىدانم كه شما نمىدانيد ، يعنى از رحمت واسعهء او كه بدان اميدوارم و يا از حالات يوسف و برادرانش كه از آن آگاهم . يَا بَنِيَّ اذْهَبُوا فَتَحَسَّسُوا مِن يُوسُفَ وَأَخِيهِ وَلَا تَيْأَسُوا مِن رَّوْحِ اللَّهِ إِنَّهُ لَا يَيْأَسُ مِن رَوْحِ اللَّهِ إِلَّا الْقَوْمُ الْكَافِرُونَ « 87 » فَلَمَّا دَخَلُوا عَلَيْهِ قَالُوا يا أَيُّهَا الْعَزِيزُ مَسَّنَا وَأَهْلَنَا الضُّرُّ وَجِئْنَا بِبِضَاعَةٍ مُّزْجَاةٍ فَأَوْفِ لَنَا الْكَيْلَ وَتَصَدَّقْ عَلَيْنَا إِنَّ اللَّهَ يَجْزِي الْمُتَصَدِّقِينَ « 88 »
--> ( 1 ) . در ترجمه و تفسير صبر جميل ، به شرح آيهء 18 مراجعه شود .